دیروز به یک دهم این ارزو رسیدم، ازجایی تصمیم گرفتم به محله های برم که ازکودکی باهاشون خاطره هایی داشتم، به همین دلیل وسط راه برگشت به خانه ، راهم رو کج کردم تا به محله قدیمی مادربزرگم برم، اولین تصویری که باشنیدن کلمه" خانه های قدیمی " به ذهنم میرسه محله قدیمی مادربزرگم بود، جای نسبتا خلوت و خوش اب و هوا ، خانه بزرگ که تصویر روشنی از ان درذهن ندارم نحوه چینش اجرها یا حتی دیوارهای خشتی هنوز هم درجای دیگه شهرکمتردیده میشه یادم میاد یکی ازنقاط تعجب من همیشه درهای خونه ها بود ...
برای رسیدن به درورودی باید از یک راهرو کوچک درکوچه عبور میکردی مثلا سه متر راهرو بدون سقف که بیرون خونه و درکوچه بود وخب دیوارهای ان خشتی بودن
بعد ورود به خونه بازیه راهروی بلند بود البته راه میانبری هم بود ، دقیقا همان روبه روی دروردی یک درنسبتا کوچک بود که به حیاط پشتی و زیرزمینی ختم میشد ، حیاط پشتی کوچک..
بعد حیاط پشتی فکرمیکنم به اشپزخانه میرسیدی و بعد اتاق کوچک.
البته راه دیگه ای هم بود همون راه رو بلند رو میگرفتی و میرفتی ....اول به مهمان خانه میرسیدی که نسبتا بزرگ بود و مثلا برای خواب حداقل15 تا 20 نفرکافی بود
بعد اگرراهرو را ادامه میدادی به اتاق نشیمن میرسیدی...اگربازهم راهرو را ادامه میدادی به حیاط بزرگ میرسیدی که حوض و باغچه بزرگ داشت. البته ازحیاط به اتاق نشیمن هم راه بود .. پشت باغچه هم یک دیواربلند بود که خونه رو اززمین متروکه قدیمی که به گفته برخی ها قبلا باغ بود جدا میکرد .
درهای قدیمی معمولا یا چوبی بودن و اگراهنی بود برجستگی ها وطرحهای متفاوتی داشت که انهارا ازدرهای حال حاظرمتمایز میکرد، آهان کلید و پریزها هم متفاوت بود
مثلا پریزهای گرد ، که کلیدشون وقت بالا پایین زدن صدای نسبت بلندی داشت و اون کلید مثل یک زبانه بیرون بود،نکته دیگه پرده های خاصی بود که داشتن ، پرده های که ازجنس پارچه نبود نمیدونم جنسشون ازچی بود اما شبیه یه نوع فلز بود که وقتی میکشیدی و رهاشون میکردی مثل فنرصدا میدادن ...
به ان کوچه رفتم هنوزقسمتی ازدیوارها مثل گذشته با اجرهای خشتی بود ، و ازنوع و جنس چینشش میشد فهمید قدیمی اند و درهای اهنی نیز به دلیل نقش و نگارخاصشون نشونی از قدیمی بودنشان بود...
نمیتونستم مکان دقیق خانه مادربزرگم رو پیدا کنم چون برای سود شخصی یکی از نوه های محترم تمام خانه با خاک یکسان شده بود و به جای ان چند واحداپارتمان ساخته شده بود..
اینکه خانه نابود شده بودبرای ادم خوشایندنبود اما به هرحال ادم باید به شرایط جدید آآدت کند .تحمل کند انسانهای را که چیزی جز سود شخصی شان نمیبینند
قطعاساکنین جدید آن مکان خاطراتی بهتری خواهند داشت لااقل امیدوارم ...
کوچه بی نام ...
ما را در سایت کوچه بی نام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 33